غلامان بجنورد
درج تجارب -خاطرات- مقالات- تحقیقات- تصاویر غلامان و فرهنگ و سنن آن

مدتی است عروسک خیمه شب بازی امریکا و صهیونیست در مساله یمن به بازی گرفته شده و بی رحمانه با بمب های غیر متعارف مردم مظلوم یمن را به خاک و خون می کشد . و مثل همیشه مجسمه متحرک سازمان ملل لال و کور و بی دست و پاست تا اقدام مناسبی در محکومیت این تجاوز نشان دهد ، چه بی رحمانه این خادم نما های عربستان لباس خون به تن می کنند و از سوریه تا یمن را از لبه بمب و چاقو می گذرانند .نفرین بر شما عیاشان مسلمان نما که روی هر چی مسلمان را سیاه کردید . ای کور دلان بد بخت کارنام شکست شما مدتهاست صادر شده و انشاالله بزودی زیر بغل خواهید زد و از نگاه جهانیان رفوزه خواهید شد . ثروت باد آورده نفت چشمان پلید شما را کور کرده و وحشی گری را در وجود نا مبارک شما نمایان ، پله های سقوط شما از بحرین شروع شد و سوریه  و عراق نیز شما را در سرازیری سقوط قرار دادند این قدر احمقی و ابلهیت دارید نفهمیدید ، یمن اخرین ضربه سقوط شما را خواهد زد و ذات نجس و کثیفتان از روی زمین و سرزمین مقدس کعبه پاک خواهد شد . مرگ بر عیاشان آل سعود

آل سعود   =   آل سقوط

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ توسط عبدالرسول منظری |

نظام قشربندي و نابرابري هاي اجتماعي در همه اي جوامع در طول تاريخ به ما نشان مي دهد كه انسان ها از نظر خلقت و استعدادها يكسان آفريده نشده اند و لذا امكانات مادي و معنوي هم بين آنها به يكساني موجود نيست.
وجود نابرابري هاي اجتماعي در برخي جوامع مي تواند به مفهوم تقسيم بندي گروه هاي موجود فقير و غني تلقي گردد.
جامعه شناسان فقر را معياري براي سنجش عدالت اجتماعي در يك جامعه مفروض مي دانند، و اقتصاد دانان ميزان درآمد افراد يا خانواده ها و يا به عبارت ديگر ميزان درآمد سرانه را شاخصي براي اندازه گيري فقر و غني افراد يك جامعه در نظر مي گيرند.
در فرهنگ معين فقير به معني تهيدست، تنگ دست، و محتاج آمده است.
امام محمد غزالي در كيمياي سعادت خود، اصل دنيا و ضرورت زندگي را سه چيز معرفي كرده: طعام، لباس، مسكن.

كمال انسان در قوت و قدرت و توانايي است و فقر مهمترين عامل ضعف در انسان و باعث نقصان و عقب ماندگي او خواهد شد.
از نظر منابع اصلي دين، پديده فقر امري نامطلوب و مذمت شده است، و زمينه ساز سست شدن باورهاي ديني، كه در نهايت منجبر به كفر و از دين خارج شدن مردم مي شود. بنابر­اين خود پديده فقر بنفسه سبب رويگرداني مردم از باورهاي ديني مي شود.

خدایا کسانی که بخاطر فقر شرمسار خانواده اش می باشند یا کارمندی که 25 روز هر ماه را به مصیبت بسر می برد یا فرجی در کارشان داشته باش یا وجدانی به مسئولان بده تا درک بهتر از فقر داشته باشند ، انها که کادوی تولد فرزندشان اخرین مدل ماشین می باشد  و پول تو جیبی فرزندانشان ارزوی اکثر مردم.خدایا صبح امید را به معنای واقعی ان معنا کن یا زندگی را با این وضعیت برای فقرا مختومه  ؟؟؟؟؟؟؟

69469_625



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |
سلام ، حال همه ما خوب است ،
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ،
كه مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند .
با این همه عمری اگر باقی بود ، طوری از كنار زندگی می گذرم
كه نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد نه این دل ناماندگار بی درمان !
تا یادم نرفته است بنویسم ، حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود .
می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه بازنیامدن است
اما تو لااقل ، حتی هر وهله ، گاهی ، هر از گاهی
ببین انعكاس تبسم رویا ، شبیه شمایل شقایق نیست !
راستی خبرت بدهم ؛ خواب دیده ام خانه ای خریده ام
بی پرده ، بی پنجره ، بی در ، بی دیوار . . . هی بخند !
بی پرده بگویمت ، فردا را به فال نیك خواهم گرفت
دارد همین لحظه یك فوج كبوتر سپید ، از فراز كوچه ما می گذرد
باد بوی نامه های كسان من می دهد
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری ! ؟
نه ری را جان !
نامه ام باید كوتاه باشد ، ساده باشد ، بی حرفی از ابهام و آینه ،
از نو برایت می نویسم
حال همه ما خوب است

امـــــا تـــــو بــــــاور مــــــكـــن ! ! !

عید واقعی از ان کسی است که پایان سالش را جشن بگیرد، نه آغاز سالی که از آن بی خبر است.

« اخر سالتان قشنگ »

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

ریا نشانه کمی عقل و خرد

ریا از کمی عقل ناشی می شود، زیرا ریاکار عملی را که رضای خدا در آن است برای دیگری انجام می دهد و اگر آن را فقط برای خدا انجام دهد، همان را که می خواهد سریعتر به دست می آورد.

یکی از آفات خودسازی ریاست که عبارت است از نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه یا اخلاق پسندیده به مردم برای قدر و منزلت یافتن پیش آنها و به یک معنای ساده تر یعنی نشان دادن چیزی به دیگران بر خلاف آنچه که هست.

مثل این که کسی به دیگران نشان بدهد که نماز و روزه اش برای خداست، در حالی که در واقع چنین نیست.

عادت کردن انسان به ریا و خو گرفتنش به آن از زشت ترین صفات است، بلکه در مواردی زشت تر از آن نیست.

 

هرگاه ریاکار عملی را که معتقد به آن نیست بین مردم انجام دهد از جمله منافقان است که در آتش ابدی خواهد بود و اگر معتقد باشد ولی برای این که موقعیت و منزلتی در بین مردم بیابد آن را به جا می آورد این شخص منافق نیست،

 ریا باعث می شود که نور ایمان از قلب او رخت بر بندد و هیچ زمانی نمی تواند خود را از زیر فشار نفس اماره برهاند و خود فراموشی و غفلت چنان او را احاطه می کند که دقیقه ای به عاقبت کار خود نمی اندیشد و معلوم است که اعمال قلبی در صورت خالص نبودن مورد توجه حق تعالی واقع نمی شود.

کسی که عبادت را وسیله ای برای کسب عنوان و محبوبیت بین مردم بداند باید به حال آن شخص گریست که قرآن می فرماید وای بر نمازگزاران که در نماز خود مسامحه می کنند!

آن کسانی که ریا می کنند. طاعت خود را به جهت ثنای دیگران به جا می آورند.

کسی که نفس خود را ازآلودگی ها به گناهان و هواپرستی و اسارت امیال حیوانی و لذایذ نفسانی پاک کرده باشد و روح خود را از صفات رذیله مانند بخل، حرص، طمع، دنیاپرستی، جاه طلبی، تکبر و عجب پیراسته و خود را به حق پرستی و اخلاص در راه حق آراسته باشد، هرگز به گرد ریا نمی گردد و این صفت نکوهیده را سرکوب می نماید.

جامعه ای که به ریاکاری عادت کند نه فقط از خدا و اخلاق نیکو و ملکات پسندیده دور می شود، بلکه تمام برنامه های اجتماعی او از محتوا تهی و در مشتی از الفاظ و ظواهر فریبنده خلاصه می شود و چه دردناک است سرنوشت چنین انسان و جامعه ای.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

من هر روز تغییر میکنم   اگر توانسته باشم درقلب یک انسان    پنجرهي جدیدی را به سوی او باز کرده باشم

زندگانی من پوچ نبوده است.
زندگانی تنها چیزی است که اهمیت دارد  نه شادمانی و نه رنج و نه غم یا شادی.  تنفر همان قدر خوب است که عشق  و دشمن همان قدر خوب است که دوست.
برای خودت زندگی کن،   زندگانی را آن سان که خود میخواهی زندگی کن.و از این رهگذر است که تو  باوفاترین دوست انسان خواهی بود.

من هر روز تغییر می کنم و در هشتاد سالگی هم همچنان تجربه میآموزم و تغییر می کنم. کارهایی را که به انجام رساندهام دیگر به من ربطی ندارد


دیگر گذشته است. من برای زندگی هنوز نقدینههای بسیاری در اختیار دارم.


  نوشته ای  از  :   جبران خلیل جبران

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |
سبزه ی عید

هرساله با فرا رسیدن سال جدید خانواده های ایرانی به رسم دیرینه خود سبزه می گذارند و اعتقاد دارند سر سبزی و نشاط به زندگی شان در سال جدید می اورد . با یک حساب سر انگشتی اگر جمعیت ایران 28 میلیون خانوار باشد و هر خانواده 70 گرم گندم به عنوان سبزه استفاده کنند  نزدیک به  2 هزار تن گندم هر ساله اسراف می شود که جای تامل فراوان و بکار گیری راهکاری مناسب می طلبد. لازم به ذکر است در گذشته های دور ، دوره هخامنشیان از چمن به جای سبزه عید استفاده می شده است . امید است ایرانیان عزیز به این موضوع توجه کافی داشته باشند .پیشاپیش سال 94 را به همه ی هم وطن های خودم تبریک می گویم /

نوشته شده در تاريخ شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

 

خدایا!

تو اگر نباشی ، به که می توان گفت حرفهایی را که به هیچ کس نمی توان گفت ؟

مدعیان رفاقت ، هر کدام تا نقطه ای همراهند .

عده ای تا مرز مال ، عده ای تا مرز آبرو ، عده ای تا مرز جان ، و همگان تا مرز این جهان !

تنها تویی که هماره می مانی . بمان !

خدایا!

                               سبک آمده ام با دست تهی .

                                  سنگین ، بازم گردان !

                                     سنگین آمده ام ، با کوله باری از گناه .

                                        سبک ، بازم گردان !

 

خدای من ! بازم مگردان از درگاهت !  

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |
 

نام پارسی: اسفند،‌ اسپند، هزار اسفند، سُداب کوهی

نام عربی: حَرمَل، حُرمَل

گیاه‌شناسی:
اسفند نوعی سُداب وحشی است. گیاهی است علفی، پایا و بوته‌ای که ارتفاع آن تا 50 سانتی‌متر می‌رسد. دارای برگ‌های فراوان و سبز با تقسیمات سه‌تایی نامنظم و باریک و دراز است. گل‌های نسبتاً بزرگ این گیاه پنج کاسبرگ تقریباً سفیدرنگ و پنج گلبرگ بلند به رنگ سفید مایل به سبز دارند. میوه گیاه پوشینه،‌کروی،‌ دارای سه لُب و به قطر تا 8 میلی‌متر می‌باشد که حاوی دانه‌های قهوه‌ای مایل به سیاه فراوانی است. قسمت مورد استفاده گیاه این دانه‌ها هستند.
در تعریف این گیاه در منابع طب سنتی ایران می‌خوانیم: اسفند بر دو نوع است؛ نوعی از آن دارای غلاف‌های گرد و کمی سرخ است که تخم‌های سیاه‌رنگی به اندازه خردل دارد و بوی زیادی ایجاد می‌کند و در بیشتر موارد، مراد از اسفند همین نوع است و نوع دوم برگهایی مایل به رنگ سفید و گل‌های خوشبویی شبیه گل یاسمن سپید دارد و غلاف دانه آن درازتر و سپیدرنگ است که آن را حُرمل سپید می‌نامند.
برای این گیاه اثرات درمانی فراوانی ذکر شده است، از جمله:
آن که رطوبت‌های سینه و ریه را خشک می‌کند 
بادهای روده‌ها را تحلیل می‌برد 
نیروی جنسی را تقویت می‌نماید 
ترشح شیر را زیاد کرده 
 مُدر و قاعده‌آور است 
مسهل سودا و بلغم غلیظ و ضد کرم کدو است. 
همچنین خلط‌های غلیظ و لزج را می‌برد و ادرار بول را زیاد می‌کند.
 
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

ياأيّها الذّين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا مِّن الظِّنّ إنّ بعض الظّنّ إثم و لاتجسّسوا و لايغتب بّعضكم بعضًا أيحبّ أحدكم أنْ يأكل لحم أخيه ميتًا فكرهتموه واتقوا اللّه إنّ اللّه توّاب رّحيم ; (حجرات 12، )

اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد كه پاره اى از گمان ها ، گناه است ! و جاسوسى مكنيد ! و بعضى از شما ، غيبت بعضى نكند ! آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد ؟ از آن كراهت داريد . ]پس[ از خدا بترسيد ، كه خدا ، توبه پذير مهربان است .


غيبت آن ، است كه در غياب شخص مؤمن ، عيب او را فاش سازى . اگر او ، عيب نداشته باشد و به او ، عيبى را نسبت عيب دهى ، تهمت زده اى كه گناه تهمت ، از گناه غيبت ، بالاتر است ; زيرا ، سرمايه بزرگ هر انسان مؤمنى در زندگى ، حيثيت و آبروى او است و هرچه ، آن را به خطر بيندازد مانند اين است كه جان او را به خطر انداخته باشد . گاه مى شود كه ترور شخصيّت ، از ترور شخص ، مهم تر است . و لذا فلسفه مهم تحريم غيبت و اين كه از گناهان كبيره شمرده شده است ، به حفظ همين سرمايه بزرگ است .

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |


دزدی فقط این نیست که از دیوار مردم بری بالا
                                                 تو    اگه دروغ بگی   صداقت   را     دزدیدی
اگه     بدی     کنی    خوبی   را    دزدیدی
                                                 اگه      تهمت     بزنی     آبرو     را  دزدیدی
و    اگه     خیانت    کنی    عشق را دزدیدی

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

سوال :    اگر شما وزیر آموزش و پرورش بودید مهم ترین کاری که می کردید چه بود ؟   

لطفا نظرتان را مرقوم فرمایید ..  با تشکر فروان

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |


مردم خوب و همیشه در صحنه ی غلامان ، آفرین به حضور پر رنگ شما ، از کوچک و بزرگ ، زن و مرد ، کودک و جوان و سالمند ، همه و همه در صف های دشمن شکن با مشت های گره کرده یکبار دیگر ثابت کردید ادامه دهنده راه ده ها شهید این شهر و آرمانهای انقلاب اسلامی هستید و دشمنان بفهمند تا آخرین قطره خون از رهبر عزیزمان  ، و کشور مان دفاع خواهیم کرد و این تحریم و یاوه گویی های دولت مردان آمریکا هیچ اثری نخواهد داشت .

دنيا اگر از يزيد پر شود ما پشت به سالار  شهيدان نکنيم.


مرگ       بر       آمریکا

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

ار اينکه امنيت نعمتي بدون جايگزين است کسي شک ندارد و از دغدغه هاي اصلي هر جامعه اي امنيت و آرامش است. امنيت مانند اکسيژن براي جامعه ضروري است؛ به همين دليل، جامعه حاضر است هزينه هاي زيادي را در اين راستا تحمل کند.
قرآن امنيت را يکي از اهداف استقرار حاکميت اله و خلافت و جانشيني صالحان و طرح امامت مي شمارد، و بحث است که در آيات مختلف، مستقيم و غيرمستقيم به آن پرداخته شده و لذا يکي از دغدغه هاي انبياء و ائمه (ع) مساله امنيت و آسايش جامعه بوده است و دوست داشته اند که مردم را از عواقب شوم ناامني نجات داده و لذت شيريني امنيت را به کام مردم بچشانند. همان طور که در متن اشاره خواهد شد: اميرالمومنين (ع) نعمت مهم دنيا را امنيت و سلامتي جسم و کمال نعمت آخرت را وارد بهشت شدن مي داند و در احاديث ديگر، امنيت از ضروريات اوليه زندگي بشر شمرده شده و وطني که امنيت ندارد بي ارزش قلمداد شده است. احساس امنيت از خصايص مومن شمرده شده و تامين امنيت از اهداف جهاد قلمداد شده است. بر اين اساس، رهبر معظم انقلاب امنيت را مانند هوا براي جامعه انساني ضروري مي دانند.
 مهم ترين ويژگي يک شهر خوب از نگاه قرآن و احاديث که همان امنيت است،  و يکي از بهترين راه هاي زندگي سالم و قابل قبول را وجود امنيت در جامعه شمرده و بسياري از کارهاي فکري و فرهنگي مبتني بر وجود امنيت شده است. به تعبير دقيق تر تمام زير ساختهاي تربيتي و اخلاقي، حتي اقتصادي متوقف بر همين مساله بوده و تا زماني که اين موضوع به نحو قابل قبولي در جامعه برقرار نشود، انتظار پيشرفت هيچ کاري را نبايد داشت. امام خميني (قدس سره) و مقام معظم رهبري بر اهميت امنيت تاکيد فراوان کرده اند و راهکارهايي براي تامين و توصيه هايي به حافظان امنيت دارند. همچنين حکومت جمهوري اسلامي نظام به امنيت جامعه توجه خاصي دارند و خوب مي دانند که وجود امنيت زمينه ساز تمام پيشرفتها و تحولات اجتماعي مثبت است.
این میوه ی شیرین  که در زندگی یکایک ایرانیان مشاهده می شود حاصل زحمات شبانه روزی سربازان و نظامیان قدرتمند ایران عزیز و شهادت تعدادزیادی از جوانان می باشد.

در یک نگاه کوچک و مقایسه وضعیت امنیت کشور عزیزمان با کشور های دیگر این مهم بیشتر به چشم می خورد . مرحبا با ایرانی ، آفرین به سربازان گمنان امام زمان (عج)  و دست مریضاد به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، این میوه شیرین امنیت بکامتان باد .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

والپیپرهای دهه ی فجر

«اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقوْمٍ حَتّی یُغیِّروا ما بِأَنْفُسِهِمْ (رعد: 11)


دستانش به روح سرخ «کلمه» ایمان آورده بود و چشمانش رازی شگفت را در خویش زمزمه می‏کرد. کلمه، «حسین علیه‏السلام » بود؛ و روح اللّه، ستاره‏ای که بدرخشید و ماه مجلس شد. جمع رهیده‏ای که به کلمه وحدت رسیده و شعله‏ور شده بود، محو کلام روح اللّه بود؛ و شهادت رازی که چشم‏ها را طرحی جاودانه زده بود.
دست‏ها هنوز به لرزشی شدید مبتلا بود و سینه ‏ها، نه آن چنان گرم که آتش بیفروزد. ایران آتش‏زنه می‏خواست و مردی که شعله بیفروزد و چون شمعی فروزان، راه بنماید. چه کسی می‏توانست دستان ما را بگیرد و به دورنمای تاریک مان با رقه امید ببخشد، جز خداوندگار کلام کلمه، جز سلاله پاک حسین علیه‏السلام ـ روح اللّه؟
او می‏دانست که خداوند، سرنوشت را به دستان خودمان سپرده و تغییر جز با جنبش گام‏ها، غرش فریادها و خشم کوبنده آغاز نمی‏شود. پس فریاد زد، غرید و با شعله‏ های روشن‏گرش، بر نابودن ستم دست گذاشت تا، رهایی را پایه بگذارد.
و «فجر» آغاز روشنایی بود؛ آغاز باور، آغاز دانستن؛ دانستن این‏که فرجام ناگزیر، در انتظار ظلم است و سپیده، پایان به حقِّ تاریکی.
با فجر بود که دستانمان دوباره به شهادت ایمان آورد و به حسین، زینب و کربلا.
در حلقوم فجر بود ـ گویا ـ که کسی فریاد زد: «کُلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ اَرضٍ کَربلا» و صدا پیچید، همه گیر شد و گر گرفت و به جان نابود شوندگان افتاد تا بودن را نصیب ما کند؛ چرا که ملتی که حسین را داشته باشد و به باور شهادت برسد، هرگز با ظلم نمی‏تواند زندگی کند. ملتی که علی علیه‏السلام را داشته باشد، با تاریکی کنار نمی‏آید.
اینک ای وطن، تو در کنار تاریخ نبوده‏ای و مرگ شایسته نامی چون تو بزرگ که حماسه را میراث خود می‏داند، نیست.

پس افتخار کن، سرت را بالا بگیر و به فرزندانت، به روح اللّه که با سرخی خون حسین مشق کرده بود، ببال! سرت را بالا بگیر و مباحات کن به فجر، به دمیدن روشنایی، از افق همیشه سربلندت، افقی که پر است از نام سیاووشان به خون خفته‏ای که با «علی اکبر» حسین علیه‏السلام ، پیمان بسته‏اند و در کربلا زندگی می‏کنند؛ چرا که برای آن کس که حسین علیه‏السلام را بشناسد و باور کند، همه جا کربلا و هر زمان عاشوراست.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

بسم الله الرحمن الرحیم


والفجر. ولیال عشر. والشفع والوتر. والیل اذایسر


به نام آن که نام و یادش مظهر امید و لطف و احسان است ،
سلام بر شهیدان و امام شهیدان و درود بر فجر آفرینانی که نهال دهه فجر همواره به همت والایشان یادگار و ماندگار مانده است. و سلام بر شما رهروان راستین فجرآفرینان در این جشن پیروزی ایرانیان  آرزو دارم چو بهمن مظهرامید باشم  ، صبح روشن در پس شب باشم و جاوید باشم سلام .  سلام به شما مهربانان و دوستان همیشه جاودان ، خاطرات روزهای بهمن و لحظه های ناب پیروزی، بر شما عاشقان ایران عزیز مبارک باد

دهه فجر

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |
                      می رسد  روز ی که بی هم می شویم

                                                       یک   به  یک  از  جمع  هم  کم  می شویم

                     می رسد   روزی  که  ما   در    خاطرات

                                                      موجب    خندیدن    و    غم       می شویم

                     گاه گاهی     یاد  ما   کن ،   ای  رفیق

                                                      می رسد   روزی   که   بی   هم  می شویم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

مدتی است در لانه خروس پرست های شارلی ابدو با حمایت کودک کشان صهیونیست غلط های زیادی صورت می گیرد و احمق تر از گذشته به مقدسات دین مبین اسلام اهانت می کنند .کسانی که به حمایت از رژیم کودک کش اسرائیل می پرداختند امروز دست در دست کثیف آن ، در راهپیمایی روز ازادی بیان شرکت می کنند.  کسانی که خود را دایه دار آزادی بیان می دانند و به بهانه آزادی بیان به مقدسات بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان توهین می کنند ماهیت متناقض خود را نمایان تر می کنند. این چه آزادی بیانی است که اجازه توهین به پیامبران را می دهد ولی اجازه تحقیق در ماهیت هلوکاست را نمی دهد؟ چطور روزانه صدها جنایت در عراق و سوریه و افغانستان  سانسور میشود ولی اتفاقی در فرانسه تمام دنیا را خبردار می کند؟ چطور میتوان به مقدسات ادیان الهی توهین کرد ولی با دولت مردان غربی حتی نمی توان شوخی کرد؟اینها همه نشان دهنده ماهیت دوگانه غرب است. نفرین به خلق و خوی ریاکارانه ی شما که برای رسیدن به اهداف پلیدتان از هر کاری دریغ نمی کنید .برای حمایت از رژیم غاصب صهیونیستی که چند روز ی بیشتر نفس بکشد تروریست های اجاره ای داعش را بوجود آوردید  و چه جنایت های فجیعی که این حرام زاده های داعش در سوریه و عراق از انجام آن کوتاهی نکردند  تا کاسه ی حامیان خون خوار خور را با خون مردم سوریه و عراق پر کنند .

 ما هستیم  و تا آخرین نفس در رکاب اهل بیت سلام الله علیه و پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد (ص)  خواهیم بود 

  اشهد ان محمد رسول الله

   آپلود پارسی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |
گاهی دلم می گیره از سخنانی که در شانم نیست ......

گاه دلم می گیره از صداقتم که هیچ کس لایق آن نیست .....

گاه دلم تنگ می شه برای وعده هایی که می دانستم نیست اما دلخوشیم کافی بود...

گاه دلم  می سوزه از وفاداری هایم .......

گاه دلم می سوزد برای اشکهایم ......

گاه دلم می گیرد از روزگاری که در آنم .......

               این   نبود   آنچه   در   انتظارش    بودم    ...!!!!!

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |
با سلام ، ابتدا از اینکه به وب حقیر سر زدید و نظر تان را یادداشت کردید تشکر می کنم ، به روز نبودن وب دلیلی جز نداشتن خط تلفن در منزل ندارد . که در اولین فرصت این مشکل حل خواهد شد ، از مطالب یاداداشتی شما واقعا استفاده کردم دقیقا همین طور است که می فرمایید . اما ناراحتی و دل خوری بنده از نظرات و انتقادات وب نیست ، به همه ی نظرات احترام قائلم و دست نویسنده ی آن را می فشارم و دست مریضاد می گویم .

عشق من غلامان « بجنورد»

                 ممنون از شما ، منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

سلام بر دوستان وب ، مدتی است از فعالیت وب کم شده است ، ودلایلی جز بی مهری  و درک سلیقه ای بعضی از ما بهتران  ندارد .به امید آن روز که نگاه ها و قلبها یکی شوند و  برای صعود خود دیگری را پله بالا رفتن خود نکنیم و درک واقع بینانه ای از اطراف داشته باشیم . و بیاد دارم که هرگز فراموش نمی کنم و گذشته چراغ راه خواهد بود  .

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |

 

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی                  فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم                    کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست 

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست           پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست      

نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت                  این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است          این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است            آن پادشا که مال رعیت خورد گداست

بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن                 تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۳ توسط عبدالرسول منظری |
غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم   دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم
به ترک خدمت پیر مغان نخواهم گفت   چرا که مصلحت خود در آن نمی‌بینم
ز آفتاب قدح ارتفاع عیش بگیر   چرا که طالع وقت آن چنان نمی‌بینم
نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار   که در مشایخ شهر این نشان نمی‌بینم
بدین دو دیده حیران من هزار افسوس   که با دو آینه رویش عیان نمی‌بینم
قد تو تا بشد از جویبار دیده من   به جای سرو جز آب روان نمی‌بینم
در این خمار کسم جرعه‌ای نمی‌بخشد   ببین که اهل دلی در میان نمی‌بینم
نشان موی میانش که دل در او بستم   ز من مپرس که خود در میان نمی‌بینم
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۲ توسط عبدالرسول منظری |

دهه ی فجر بر فجر آفرینان گمنام مبارک ،

ودرود می فرستیم به همه ی مجاهدان گمنامی که در راه پیروزی انقلاب سالها رنج ها کشیدند و الان به مشاهده ی ثمره ی کار خود می نگرند ، یاد و راهتان همیشه در دل فرزندان ایران زمین سبز خواهد بود  و با اتحاد می کوشیم پرچم سه رنگ وطنمان را در بالاترین قله ها به اهتزاز در آوریم .انشاالله 


 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ توسط عبدالرسول منظری |
دلم گرفته از نقش روزگار ، از بی مهری های زمانه ، از سیاهی بختم ، اما عشقم شما ببندگان است خنده بر لبان شما آرزویم است .یلدای خوبی داشته باشید

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ توسط عبدالرسول منظری |

مقوله مدیریت بومی و غیر بومی پدیده است مانند سایر پدیده ها که دارای نکات مثبت و منفی زیادی است و آنچه آن را بقرنج و پیچیده خواهد کرد افراط و تفریط در آن است ضمن اینکه برخورداری از امکانات و خدمات مساوی امری است که احاد مردم خواهان آن هستند لذا بکارگیری افراد بومی متخصص و توانا در سطح مدیریت نیز از این دست می باشد .

دسته ای معتقدند اگر انتصاب مدیری از محل شهروندان همان ناحیه باشد می تواند بیشتر مفید فایده قرار گیرد زیرا مدیر بومی با اشنایی نسبت به نیاز ها ، مشکلات معضلات ، نارسائیها ، پتانسیلها و ظرفیت ها ی منطقه می تواند سهم بسیار بزرگی در تحول و توسعه منطقه داشته باشد او به دلیل ارتباطات محلی و منطقه ای می تواند بعضی ازگره ها را باز کند و راحت تر از طرف مردم پذیرفته شود .

دسته ای دیگر معتقدند  که میزان فساد پذیری این قبیل مدیران نسبت به سایرین بیشتر خواهد شد زیرا که روابط فامیلی سبب می شود مدیری به سمت پارتی بازی و زدوبند های غیر قانونی کشیده شود و در این وضعیت افراد مختلف با تمایل به استفاده از راه های غیر قانونی  ، یا خوش خدمتی فرصتی می یابند تا از این روابط سوء استفاده کنند نقطه ی ضعف دیگر استمرار نگرش منطقه ای در ساختار مدیریت جامعه خواهد بود که برای شکستن این نگرش توزیع مدیریت کشور باید به گونه ای باشد که کمتر بر مبنای تعلقات سببی و یا نسبی صورت گیرد

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط عبدالرسول منظری |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر